يادته شبا موقع خواب حس ميكردم كنارمي و داري اشكامو پاك ميكني ؟
يادته وقتي خوشحال بودم لبخند تو رو هم حس ميكردم؟
يادته هميشه شب تولدم دوست داشتم تو هم بين كسايي باشي كه بهم تبريك ميگي؟
يادته دوست داشتم يه كلبه وسط جنگل داشته باشم كه فقط خدا باشه و تو و من؟
يادته...چي دارم ميگم تو حتي منو نميشناسي چي بايد يادت باشه؟؟؟
لعنت به خيال هاي آرامبخش من ...

نظرات شما عزیزان:
مجید 
ساعت1:46---8 فروردين 1393
ﮔﺎﻫـﮯﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢﺟـﺎﻡ
ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟...
ليلي بي دل 
ساعت20:59---14 آبان 1392
تمام زنان دنیا برای مردی که دوست دارند، شال گردن میبافَــــند. جز من، که نشـــستهام اینــجا و برای تو شـعر، میبافم…!
عالي بود دوست جونم